Saturday, February 10, 2007
Tuesday, November 28, 2006

درد داری دلم میلرزد.
درد داری لبم را می گزم.
درد داری مثل تو توی چشمهایم اشک حلقه می زند.
انگار که صورت من هم زیر بانداژ است.
انگار که صورت مرا با قساوت بخیه کرده اند.
من دارم توی تنهایی هر دویمان پیر می شوم.
من دارم سرت را توی سینه ام فشار می دهم .
باند روی صورتت را ناز می کنم .
چشمم می سوزد .
عاشقترت هستم.
دردهایت مال من.
Monday, November 27, 2006
Sunday, November 19, 2006
Wednesday, November 15, 2006
Thursday, June 08, 2006

قلب من می تپد
احساس,
شیرینی,
رویا,
همه در تپش قلب نهان.
و همه
در گوش من,
چه نوازشگر و زیباست.
این پاک ترین عشقهاست.
و هدیه ای از آسمان,
لطیف ترین
و شیرین ترین ترانه ها.
معجزه ی دستهای او
زاییده ی یک تپش
تنها یک تپش ,
تپش عشق.
و می خواند
شیرین ترین ترانه ها را:
قلب من,
برای همیشه
از ان تو است.
و در ان حاال
که ذرات درخشان جادویی
به آسمان می رود,
آرام زمزمه می کند:
عشق ما
همیشه
و تا ابد باقی است.
و قلب من
برای همیشه
وتا ابد ,
از آ ن توست.
Wednesday, May 24, 2006

حالا می فهمم که " عشق " , ثانیه به ثانیه در کمین آ دمی ست و آ ن کس که باید عاشق باشد تا بماند, از زیر خنجرعشق نمی تواند بگریزد ! ... و چه درد شیرینی ست درد زخم خوردن و عاشق شدن ! ... و شیرین تر از آ ن,
عاشق ماندن است در آن هنگام که با خنجر بر آمده عشق در قلبت گام برمی داری و هیچ کس , آن را نمی بیند ... اما طبیعت با عشق به تو می نگرد ! پرندگان با عشق بر شانه ها یت آشیان می سا زند ... دریا با عشق در تو می خواند ؟ و تو , عا شقی و دیگر هیچ چیز برایت " درد تکرار " را ندارد! نگاه کن ! ... من د ستانم جوانه می زند وقتی , بر انگیخته می شوم از عشق ! ... و در بطن من , نطفه ی نور , به نام تو بسته می شود

اگر یه روز بغض گلوتو فشار داد خبرم کن
قول نمی دم بخندونمت
اما میتونم منم باهات گریه کنم
اگر یه روز خواستی از اینجا بری حتما خبرم کن...
قول میدم ازت نخوام وایستی
ولی میتونم پا به پات بیام
اگر یه روز نخواستی صدای کسی رو بشنوی خبرم کن
قول میدم ساکت باشم
اما اگه یه روز دیدی خبری ازم نیست
به سراغم بیا چون می دونم و مطمعنم که
اون روز منم که بهت احتیاج دارم.




















