natars_az_eshgh

Tuesday, November 28, 2006



درد داری دلم میلرزد.
درد داری لبم را می گزم.
درد داری مثل تو توی چشمهایم اشک حلقه می زند.
انگار که صورت من هم زیر بانداژ است.
انگار که صورت مرا با قساوت بخیه کرده اند.
من دارم توی تنهایی هر دویمان پیر می شوم.
من دارم سرت را توی سینه ام فشار می دهم .
باند روی صورتت را ناز می کنم .
چشمم می سوزد .
عاشقترت هستم.
دردهایت مال من.

Monday, November 27, 2006


خدایا تو بگو تنهایی و بی کسی تا کی

Sunday, November 19, 2006



از دلم پرسیدم عشق را خلاصه کن گفت:اغاز کسی باش که پایان تو باشد.

Wednesday, November 15, 2006


در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام

axe moshim ghonche hehe...

dostat daram.......


اندم که با تو باشم یک عمر هستی روزی

واندم که بی تو باشم یک لحظه است سالی

taghdim be to